Chapter 4 of 15
ضدحمله طاها؛ عملیات «خشم خاکستر»
354 words
چند ساعت پس از آغاز عملیات «طوفان ابوالفضل»، خبر شکست خطوط مرزی به پایتخت جمهوری طاها رسید. فضای ساختمان شورای عالی دفاع سنگین و پرتنش بود. فرماندهان ارشد یکی پس از دیگری وارد سالن جلسات شدند و گزارشهای تازه را روی میز قرار دادند.
رئیس شورا جلسه را آغاز کرد و گفت:
«نیروهای امپراتوری در چند محور پیشروی کردهاند. اگر اکنون تصمیم نگیریم، وضعیت جبهه از کنترل خارج خواهد شد.»
سکوتی کوتاه بر جلسه حاکم شد. سپس فرماندهان نظامی نقشههای عملیاتی را بررسی کردند و درباره راهکارهای مقابله با پیشروی امپراتوری به بحث پرداختند.
پس از ساعتها بررسی، شورای عالی دفاع تصمیم نهایی خود را اعلام کرد.
رمز عملیات: «خشم خاکستر»
هدف این عملیات بهصورت رسمی چنین اعلام شد:
ایجاد آشوب در خطوط دشمن
بازسازی جبهههای آسیبدیده
جلوگیری از پیشروی امپراتوری
در همان شب، فرمان عملیات به تمام یگانهای جمهوری مخابره شد. نیروهای مستقر در جبههها آماده اجرای مأموریت شدند و واحدهای پشتیبانی به سرعت تجهیزات و مهمات موردنیاز را به خطوط مقدم منتقل کردند.
در یکی از قرارگاههای مرزی، فرماندهان میدانی آخرین هماهنگیها را انجام دادند. مسیرهای حرکت نیروها دوباره بررسی شد و واحدهای ارتباطی وظیفه یافتند ارتباط مستمر میان جبههها و ستاد مرکزی را حفظ کنند.
ساعتی بعد، عملیات «خشم خاکستر» آغاز شد.
در بخشهایی از خطوط نبرد، نیروهای جمهوری تلاش کردند با حملات هماهنگ، سرعت پیشروی امپراتوری را کاهش دهند. همزمان، واحدهای مهندسی مشغول بازسازی مواضع دفاعی شدند تا از فروپاشی کامل خطوط جلوگیری کنند.
گزارشهای لحظهای یکی پس از دیگری به ستاد جمهوری میرسید. هر فرمانده وضعیت منطقه خود را اعلام میکرد و درخواستهای پشتیبانی را ارسال مینمود.
در پایان نخستین روز عملیات، ستاد جمهوری بیانیهای رسمی منتشر کرد:
«ما تا آخرین لحظه مقاومت خواهیم کرد.»
این پیام از رادیو و رسانههای رسمی جمهوری پخش شد و به سرعت در سراسر کشور انتشار یافت.
در سوی دیگر جبهه، ستاد فرماندهی امپراتوری نیز با دقت تحرکات دشمن را زیر نظر داشت. فرماندهان میدانستند که ضدحمله آغاز شده است و مرحله تازهای از جنگ در پیش خواهد بود.
بدین ترتیب، جنگ وارد دورهای شد که دیگر تنها یک نبرد مرزی نبود؛ بلکه به رویارویی گستردهای میان دو قدرت بزرگ تبدیل شده بود.