ساعت ۰۴:۰۰ بامداد، سکوت سنگین مرزها با صدای آژیرهای نظامی شکسته شد. در مرکز فرماندهی امپراتوری، همه فرماندهان ارشد در سالن عملیات حاضر بودند. نور آبی نقشههای الکترونیکی دیوارها را روشن کرده بود و وضعیت تمام یگانها لحظهبهلحظه روی نمایشگرها بهروزرسانی میشد.
امپراتور ابوالفضل در صدر میز فرماندهی ایستاد. نگاهش روی نقشه مرزی ثابت ماند. پس از چند لحظه سکوت، رو به فرماندهان کرد و گفت:
«زمان عملیات فرا رسیده است. همه یگانها طبق برنامه عمل کنند.»
با صدور این فرمان، رمز عملیات به تمام نیروها مخابره شد:
«طوفان ابوالفضل آغاز شد.»
در همان لحظه، هزاران سرباز از پایگاههای مرزی حرکت کردند. ستونهای زرهی یکی پس از دیگری از جادههای نظامی عبور میکردند و خودروهای پشتیبانی در پشت سر آنها قرار داشتند. همزمان، جنگندههای امپراتوری از باندهای پرواز برخاستند و به سوی مناطق عملیاتی حرکت کردند تا امنیت آسمان را تأمین کنند.
اهداف عملیات از پیش مشخص شده بود:
تصرف مناطق مرزی
نابودی خطوط دفاعی دشمن
قطع ارتباطات نظامی
تسلط بر مسیرهای استراتژیک
فرماندهی محور شمال بر عهده ژنرال آرش بود. او موظف بود نیروهای مستقر در ارتفاعات را هدایت کند و از هرگونه ضدحمله جلوگیری نماید.
در محور مرکزی، ژنرال عباس فرماندهی اصلی عملیات را بر عهده داشت. یگانهای زرهی و پیادهنظام تحت فرمان او، مهمترین مسئولیت عملیات را بر دوش میکشیدند.
در محور جنوبی نیز سردار مهراد هدایت نیروهایی را بر عهده داشت که مأموریت داشتند مسیرهای ارتباطی دشمن را تحت کنترل بگیرند.
با آغاز عملیات، گزارشهای لحظهای به ستاد فرماندهی ارسال میشد. یکی از افسران ارتباطات اعلام کرد:
«محور شمال بدون مشکل در حال پیشروی است.»
دقایقی بعد، گزارش دیگری رسید:
«نیروهای محور مرکزی نخستین خطوط دفاعی دشمن را شکستهاند.»
چند دقیقه بعد نیز خبر موفقیت محور جنوبی اعلام شد و فرماندهان حاضر در اتاق عملیات با دقت وضعیت را روی نقشه دنبال کردند.
با گذشت تنها چند ساعت از آغاز عملیات، بخش بزرگی از مناطق مرزی به کنترل نیروهای امپراتوری درآمد. پرچم امپراتوری بر فراز چندین موضع مرزی برافراشته شد و یگانهای مهندسی بلافاصله مشغول تثبیت خطوط جدید شدند.
با وجود این موفقیتها، فرماندهان میدانستند که مرحله دشوارتر جنگ هنوز آغاز نشده است و جمهوری طاها بهزودی واکنش نشان خواهد داد.