Chapter 5 of 15

عملیات «شمشیر سیاه»

378 words

با آغاز عملیات «خشم خاکستر»، نبرد وارد مرحله‌ای تازه شد. ضدحمله جمهوری طاها اگرچه سرعت پیشروی امپراتوری را در برخی محورها کاهش داده بود، اما نتوانسته بود ابتکار عمل را از دست نیروهای امپراتوری خارج کند. در شهر ابوالفضل، جلسه‌ای اضطراری در ستاد فرماندهی کل برگزار شد. فیلدمارشال ابوالفضل، ژنرال عباس، ژنرال آرش، سردار مهراد، سپهبد رادمان و دریابد امیرسام در اطراف میز فرماندهی گرد هم آمدند. نقشه جبهه روی نمایشگر اصلی قرار داشت و آخرین گزارش‌ها به‌صورت لحظه‌ای دریافت می‌شد. پس از بررسی گزارش‌ها، فیلدمارشال ابوالفضل گفت: «دشمن تلاش کرده است خطوط خود را بازسازی کند، اما هنوز توان بازپس‌گیری مناطق از دست‌رفته را ندارد. اکنون زمان اجرای مرحله بعدی عملیات فرا رسیده است.» ژنرال عباس با اشاره به نقشه افزود: «اگر هم‌زمان از چند محور حمله کنیم، نیروهای جمهوری فرصت تمرکز نخواهند داشت و خطوط دفاعی آن‌ها از هم خواهد پاشید.» پس از بررسی نهایی، فرمان آغاز عملیات صادر شد. نام عملیات: «شمشیر سیاه» هدف عملیات عبارت بود از: شکستن کامل خطوط دفاعی جمهوری طاها. تثبیت مناطق تصرف‌شده. ادامه پیشروی در سه محور اصلی. چند دقیقه بعد، رمز عملیات به تمام یگان‌ها مخابره شد. در محور شمالی، نیروها با نظم کامل حرکت خود را آغاز کردند و وظیفه داشتند مواضع مرتفع را تحت کنترل نگه دارند تا امنیت سایر یگان‌ها حفظ شود. در محور مرکزی، یگان‌های زرهی تحت فرمان ژنرال عباس پیشروی خود را از سر گرفتند. خودروهای زرهی و نیروهای پیاده با هماهنگی کامل در امتداد مسیرهای تعیین‌شده حرکت می‌کردند. در محور جنوبی، سردار مهراد مأموریت داشت مسیرهای ارتباطی دشمن را تحت فشار قرار دهد و از جابه‌جایی سریع نیروهای جمهوری جلوگیری کند. نبرد در هر سه محور به‌طور هم‌زمان ادامه یافت. گزارش‌های میدانی یکی پس از دیگری به ستاد فرماندهی ارسال می‌شد و فرماندهان با دقت وضعیت هر محور را بررسی می‌کردند. ساعاتی پس از آغاز عملیات، نخستین گزارش موفقیت به ستاد رسید. یکی از فرماندهان میدانی اعلام کرد: «نیروهای ما طبق برنامه در حال پیشروی هستند و خطوط دفاعی دشمن تحت فشار قرار گرفته است.» گزارش دوم نیز اندکی بعد مخابره شد و نشان می‌داد عملیات در سایر محورها نیز مطابق برنامه پیش می‌رود. نبرد چندین روز ادامه یافت. در طول این مدت، یگان‌های عملیاتی بدون توقف مأموریت‌های خود را انجام دادند و فرماندهان ارشد به‌صورت شبانه‌روزی وضعیت جبهه را زیر نظر داشتند.

End of Chapter 5

Chapter 5: عملیات «شمشیر سیاه» - جنگ ابولفضل و طاهل | Novel AI Studio