سالها پیش، هنگامی که بسیاری از کشورها درگیر اختلافات داخلی و بحرانهای اقتصادی بودند، امپراتوری ابوالفضل مسیر دیگری را انتخاب کرد. به فرمان امپراتور ابوالفضل، برنامهای گسترده برای توسعه کشور آغاز شد؛ کارخانههای نظامی ساخته شدند، پایگاههای هوایی گسترش یافتند و بنادر نظامی توسعه پیدا کردند.
ارتش امپراتوری نیز وارد دورهای تازه شد. نیروهای زمینی با تجهیزات سنگین و آموزشهای پیشرفته آماده نبرد بودند. ناوگان دریایی مسیرهای مهم را زیر نظر داشت و نیروی هوایی با جنگندههای خود امنیت آسمان امپراتوری را تضمین میکرد.
در کنار توسعه نظامی، اقتصاد نیز رشد چشمگیری داشت. راههای ارتباطی، انبارهای تدارکاتی و مراکز فرماندهی جدید ساخته شدند تا در صورت وقوع جنگ، هیچ کمبودی احساس نشود.
در رأس ارتش، فرماندهانی قرار داشتند که سالها تجربه نبرد و مدیریت داشتند:
فیلدمارشال ابوالفضل
ژنرال عباس
ژنرال آرش
سردار مهراد
سپهبد رادمان
دریابد امیرسام
هر یک مسئول بخشی از نیروهای مسلح بودند و وظیفه داشتند ارتش را برای هر تهدید احتمالی آماده نگه دارند.
در آن سوی مرز، جمهوری طاها نیز بیکار ننشسته بود. این کشور که سالها رقیب اصلی امپراتوری بهشمار میرفت، ارتش خود را تقویت کرده و فرماندهان برجستهای را در رأس نیروهایش قرار داده بود:
ژان واژگان
چیزخان
ژانچان
ژانواژان
رقابت دو قدرت هر روز شدیدتر میشد و مرزها به آرامی به صحنه آمادهسازی برای جنگی بزرگ تبدیل میشدند.