Chapter 9 of 15

واکنش مردم

510 words

با پایان یافتن سخنرانی محمود، تنها چند دقیقه طول کشید تا شبکه‌های خبری، ایستگاه‌های رادیویی و رسانه‌های رسمی جمهوری طاها متن کامل سخنان او را منتشر کنند. در کمتر از یک ساعت، تقریباً تمام مردم کشور از محتوای این سخنرانی آگاه شدند. صبح روز بعد، شهرهای طاها حال و هوای متفاوتی داشتند. در میدان مرکزی پایتخت، گروهی از شهروندان گرد هم آمده بودند. برخی با آرامش درباره آینده کشور گفت‌وگو می‌کردند و برخی دیگر تنها نظاره‌گر وقایع بودند. در شهرهای دیگر نیز مردم اخبار را دنبال می‌کردند و منتظر اطلاعیه‌های جدید شورای عالی بقا بودند. رسانه‌های رسمی بدون وقفه آخرین گزارش‌ها را منتشر می‌کردند و از مردم می‌خواستند آرامش خود را حفظ کنند. --- در یکی از میدان‌های اصلی پایتخت، جمعیت زیادی حضور داشتند. صدای گفت‌وگو در میان مردم شنیده می‌شد. یکی از شهروندان گفت: «شاید وقت آن رسیده باشد که راه دیگری برای پایان دادن به این بحران پیدا شود.» شخص دیگری پاسخ داد: «اما نیروهای ما هنوز در جبهه حضور دارند. باید به آن‌ها اعتماد کنیم.» بحث‌ها ادامه پیدا کرد و هرکس دیدگاه خود را بیان می‌کرد. فضای شهر آرام بود، اما نگرانی در چهره بسیاری از مردم دیده می‌شد. --- در همان روز، در چند شهر دیگر نیز مردم در میدان‌های اصلی گرد هم آمدند. نیروهای انتظامی برای حفظ نظم در محل حضور داشتند و از نزدیک اوضاع را زیر نظر می‌گرفتند. در میان جمعیت، شعارهایی شنیده می‌شد: «اتحاد، مقاومت، آینده.» عده‌ای نیز با صدای بلند تکرار می‌کردند: «سرنوشت کشور باید مشخص شود.» این شعارها به‌سرعت در شهرهای مختلف شنیده شد و به یکی از مهم‌ترین موضوعات رسانه‌های داخلی تبدیل گردید. --- در ساختمان شورای عالی بقا، گزارش‌های میدانی از شهرها یکی پس از دیگری به دست مسئولان می‌رسید. یکی از مسئولان امنیتی گفت: «تجمع‌ها آرام هستند و تاکنون مشکل امنیتی خاصی گزارش نشده است.» رئیس شورا پاسخ داد: «تا زمانی که نظم عمومی حفظ شود، اطلاع‌رسانی باید ادامه پیدا کند. مردم باید در جریان وضعیت کشور باشند.» --- در همان زمان، ژان واژگان جلسه‌ای با فرماندهان ارتش برگزار کرد. او نقشه جبهه‌ها را روی میز قرار داد و گفت: «تحولات داخل کشور نباید باعث کاهش آمادگی نیروهای ما شود. همه یگان‌ها طبق برنامه در مواضع خود باقی بمانند.» فرماندهان با اعلام آمادگی، آخرین گزارش‌های خطوط دفاعی را ارائه کردند و جلسه پس از چند ساعت به پایان رسید. --- در سوی دیگر مرز، در امپراتوری ابوالفضل، واحدهای اطلاعاتی با دقت اخبار داخلی جمهوری طاها را دنبال می‌کردند. گزارش‌های رسیده نشان می‌داد که فضای سیاسی و اجتماعی طاها وارد مرحله‌ای تازه شده است؛ مرحله‌ای که تصمیم‌های آینده شورای عالی بقا می‌تواند بر روند جنگ تأثیر بگذارد. در ستاد فرماندهی امپراتوری، فیلدمارشال ابوالفضل پس از مطالعه گزارش‌ها گفت: «تحولات داخلی طاها را زیر نظر داشته باشید. هر تغییر مهم باید فوراً به ستاد گزارش شود.» افسر اطلاعاتی پاسخ داد: «اطاعت، قربان. تمام گزارش‌ها به‌صورت لحظه‌ای ارسال خواهد شد.» --- با فرارسیدن شب، شهرهای جمهوری طاها آرام‌تر شدند، اما نگرانی از آینده همچنان در میان مردم و مسئولان دیده می‌شد. جنگ هنوز ادامه داشت، محاصره برقرار بود و همه نگاه‌ها به تصمیم بعدی رهبران جمهوری دوخته شده بود. ت

End of Chapter 9